تبلیغات
به خلوتگه تنهایی من خوش آمدید - روزگار غریب
جمعه 10 شهریور 1391

روزگار غریب

   نوشته شده توسط: شیرین    

وقتی از یکی که دوستش داری دلت می گیره ، وقتی از یکی که زمانی بهترین روزها رو باهاش داشتی نا امید و دلخور می شی ، دوست داری درکت کنه ، دوست داری باهات کنار بیاد تا حالت خوب بشه ، دوست داری ...

حالا اگه این یه نفر هم دلش گرفته باشه ، اگه از جایگاهش و از دست دادن اون جایگاه بترسه ، فکر می کنی دوست نداره درکش کنی ؟ فکر می کنی دوست نداره بتونی باهاش کنار بیای تا این بحران رو هم پشت سر بگذاره ؟ نمی خوای کمکش کنی که حالش خوب شه ؟

گاهی به نظرم میاد که بگم روزگار غریبیست نازنین ، انگار سهم من از زندگی تنهائیست

ولی با تمام غصه ها و فکر هایی که دارم ، و تو ( ای مخاطب خاص من ) از بیشتر اونا خبر داری به خودم نهیب می زنم که نه ، هنوز  امیدی هست ، من هنوز کسی رو دارم که در هر شرایطی وقتی می بینمش دلم گرم می شه و خوشحالم ، حتی اگر با هم مشکل داشته باشیم یا قهر باشیم .

تا به حال هیچوقت حضورش رو ا ینجا نشون نداده ، ولی ای عزیز ، اگه اومدی اینجا و این پست منو دیدی ، بدون هنوز برام خیلی عزیزی ، بدون اگه مشکلاتی که سر راهمون سبز شدن تو رو تغییر دادن ، یا باعث شدن که دیگه مثل قبل نتونی منو دوست داشته باشی ، من با وجود همون مشکلات ، هنوز تو رو مثل قبل می خوام و ... .

تو هم تلاش خودت رو کردی ، به بهترین وجه ، اینو می گم که فکر نکنی ندیدم ، دیدم ، با جون و دل دیدم

نمی خوام فکر کنم هیچ چیز نمی خواد درست بشه ، چون همیشه باور داشتم ، اگه بخوام ، اگه بخوایم ، حتی کوه رو هم می تونیم جا به جا کنیم ، اگه بخوایم سخت ترین لحظات رو می تونیم پشت سر بگذاریم و سربلند بیرون بیایم .

 

بیا سر بلند بیرون بیایم ، بیا کوتاه نیایم ، بیا تلاش کنیم  ، بیا مثل قبل جلوی مشکلاتمون بایستیم .

بیا ....

ما می تونیم

شما دوستای خوبم ، شما هم می تونید اگه بخواید حتی نا ممکن ها رو هم ممکن کنید ، فقط کافیه ایمان داشته باشید که می تونید ، قدرتش رو دارید و از پا نمی افتید .


علی
چهارشنبه 15 شهریور 1391 03:40 ب.ظ
سه خط اول که خودم یاد خاطره ای افتادم
مطلب احساسی بود خیلی.....
گاهی به بن بست میرسیم وقتی رسیدیم هیچ کس درک مون نمیکنه....
شیرن خانوم گاهی سکوت و باز هم گاهی سکوت و اندکی تنهایی انسان را سر عقل می اورد
من عاشق او
او عاشق او
عالی بود
پاسخ شیرین : ممنون از حضورتون علی آقا
راستش هر کسی توی زندگیش حداقل یک بار این لحظات رو تجربه می کنه ، که امیدوارم بتونیم توی این لحظات بهترین و درست ترین تصمیم رو بگیریم .

با آرزوی سلامتی و شادکامی شما
خوش تیبم
سه شنبه 14 شهریور 1391 02:17 ق.ظ
اپم بد بیا جواب سوال شما کی را بیشتر همه دوست دارید؟
مجید خادم
دوشنبه 13 شهریور 1391 12:01 ق.ظ
سلام

بازم به وبت اومدم تا دعوتت کنم به :
" روزگار ما: حکایت دغدغه های یک مدیر "...
... واسه خوندنِ یه دغدغه یِ بروز دیگه :
" تراژدی بی پایانِ دوستی های خاله خرسه ! "

باعث خوشحالیمه...
... دونستنِ نظرِت در مورد مطلب؛
... شرکت توی نظرسنجی؛
... و خوندن 6 بند یادآوری ای که زیر قسمت " درباره وبلاگ "... زیر عنوان " قابل توجه مخاطبان "روزگار ما" " آوردم ...

منتظر حضور گرمت هستم ...

شبِ زندگیت... پُر ستاره .
پاسخ شیرین : سلام ، از دعوتتون سپاسگزارم ، انشالله خدمت خواهم رسید .

شاد و سربلند باشید

یا حق
aminsafa
یکشنبه 12 شهریور 1391 07:58 ق.ظ
───(♥)(♥)(♥)────(♥)(♥)(♥) _
──(♥)██████(♥)(♥)██████(♥)
─(♥)████████(♥)████████(♥)
─(♥)██████████████████(♥)
──(♥)████████████████(♥)
────(♥)████████████(♥) __
──────(♥)████████(♥)
────────(♥)████(♥) __
─────────(♥)██(♥)
───────────(♥)

♥آپـــــــــــــــ♥ــــــــــــــــم ♥ . ♥ بدو بیــــــــــــــــــــــــا♥
پاسخ شیرین : کاش در دادن آدرس دقت بیشتری می کردی ، چون یا آدرست رو درست ندادی یا ... ؟
موفق باشی
کنجیر
یکشنبه 12 شهریور 1391 01:51 ق.ظ
سلام
مرسی که بهم سر زدی عزیزم
بابا ایولا به فاطی خومو و شیرین جوووون
خوشم اومد
آفرین


فقط و فقط کنجیر
پاسخ شیرین : سلام گلم

اختیار داری ،خب من مرتب به بلاگ هایی که دوست دارم سر می زنم . و وبلاگ تو هم جزء اونایی هست که سعی می کنم از دست ندم @};-
شادیت آرزومه
فاطی
شنبه 11 شهریور 1391 10:18 ق.ظ
چند خط اولش رو که خوندم احساس کردم درمورد منه اما فهمیدم هستن کسایی که مثل من هستن
بقیه متن رو هم که خوندم یاد متن خودم افتادم که میخواستم برا اون کسی که میاد سر میزنه و میگه سر نزدم بنویسم اما شرایط نمیزاره
وای از دست این شرایط که خیلی از چیزا رو نمیزاره
آره کمکش میکنم تا اونحایی که من به کمک نیاز داشتم اونم کمکم کرد
ممنون از این متنت که حرف دل خیلی ها هست
پاسخ شیرین : سلام عزیزم
راستش خیلی ها مثل ما هستن ، ولی یا ابراز نمی کنن و به اشتراک نمی گذارند و یا ... .
آره شرایط خیلی مهمه ، گاهی حرفی می خوای بزنی یا کاری بکنی که واقعا بهش احتیاج داری ولی شرایط جامعه ، یا شرایط خودت و دیگر شرایط ها این اجازه رو نمی ده .
این خیلی خوبه که از غرورت بدونی کجا باید استفاده کنی ، این خیلی خوبه که قدر زحمت های دیگرون رو بخصوص اونی که از همه برات مهم تره بدونی حتی در بدترین شرایط .

فدات *-:
کنجیر
شنبه 11 شهریور 1391 12:54 ق.ظ
سلام شیرین خانوم
خیلی مطلب خوب و احساسی زده بودی و از کلمات خیلی تاثییر گذاری استفاده کرده بودی
برات ارزوی سلامتی میکنم
موفق باشی


فقط و فقط کنجیر
پاسخ شیرین : سلام بر شما

ممنون از لطفتون ، راستش من توی این پست ، فقط احساسم رو گفته بودم ، و چیزایی رو که بهش اعتقاد دارم

بازم متشکرم ، شما هم موفق باشید

صد البته
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.